لسان الملك سپهر
2262
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )
حسد است مگر آنكه تواضع دارد ] . و التّواضع من اخلاق الانبياء ، و الكبر من اخلاق الكفّار و الفراعنة [ تواضع و فروتنى از اخلاق پيامبران است و كبر و خودپسندى از اخلاق كافران و فراعنه ] . ايّاكم و التّواضع لغنىّ ، فما تواضع احد لغنىّ الّا ذهب نصيبه من الجنّة . أبو امامه روايت مىكند كه : يك روز رسول خدا بر ما بيرون آمد ، و بر عصاى خويش متّكى بود ، پس ما بر خواستيم و ايستاده شديم . فقال : لا تقوموا كما تقوم الأعاجم ، يعظّم بعضهم بعضا . خصلتان من كانتا فيه كتبه اللّه شاكرا ، صابرا . [ و من لم يكونا فيه لم نكتبه اللّه لا شاكرا و لا صابرا ] . من نظر في دينه إلى من هو فوقه ، فاقتدى به ، و نظر في دنياه إلى من هو دونه ، فحمد اللّه على ما فضّله به عليه ، كتبه اللّه شاكرا ، صابرا . من نظر في دينه إلى من هو دونه ، و نظر في دنياه إلى من هو فوقه ، فأسف على ما فاته منه ، لم يكتبه اللّه شاكرا ، صابرا [ دو خصلت است كه در هر كه باشد خدا او را صبور و شكرگزار رقم زند و هر كه از آن بىبهره باشد وى را نه صابر رقم زند نه شكرگزار ، هر كه در كار دين به كسى كه فراتر از اوست بنگرد و او را پيروى كند و در كار دنيا به آنكه فروتر است بنگرد و خدا را بر آنچه بيشتر دارد شكر كند ، خدا او را صابر و شاكر رقم زند و هر كه در كار دين به آنكه فروتر از اوست بنگرد و در كار دنيا به آنكه فروتر از اوست بنگرد و بر آنچه كمتر دارد تأسف خورد خدا او را نه صابر رقم زند نه شكرگزار ] . الحريص الجاهد ، و القانع الزّاهد يستوفيان أكلهما ، غير متفقّص منه شيء ، فعلام التّهافت في النّار . حريص و قانع را افزون از رزق مقدّر نرسد پس نشايد كس در اخذ مال رهينهء و بال شود و بهرهء دوزخ گردد . گويند : روزى رسول خدا در قبرستان بقيع عبور مىداد ، پس بر سر قبرى بايستاد و فرمود : الان اقعدوه و اسألوه ، و الّذى بعثنى بالحقّ نبيّا ، لقد ضربوه بمرزبّة من نار لقد تطاير قلبه نارا . فرمود : الآن اين مرده را نشاندند و از او پرسش كردند ، و چنانش با حربه آتشين بزدند كه دلش همخانهء آتش گشت . و بر قبر ديگر گذشت و نيز چنين فرمود ، آنگاه گفت : لو لا أخشى على قلوبكم ، لسألت اللّه أن يسمعكم من عذاب القبر مثل الذي